زنی گفتن مردی گفتن، خیلی بیخود گفتن!

امروز صبح که بیدار شدم اولین چیزی که خوندم روحمو شاد کرد. ای خدا پدرتو بیامرزه.

این مسأله ارتباط یا شاید بهتر بگم نبود ارتباط لازم بین مرد و زن خیلی وقته که ذهنمو مشغول کرده.

من از اونجا که (خوشبختانه ، به نظر خودم) دختر نیستم دقیقا نمی دونم خانوما چی می خوان. در عین حال مطمئن نیستم که خودشونم بدونن. تجربه به من می گه ما مردها خیلی موجودات ساده ای هستیم، حداقل به نسبت زنها. ما ابایی از علنی گفتن خواسته هامون نداریم و اگر اونها بعد از گفتن براورده بشن کلی خوشحال می شیم که طرف برامون ارزش قائله. شاید هم به همین دلیله که مثل احمقها از خانوما می پرسیم دوست دارن براشون چیکار کنیم. زنها پیچیده ترن و ما خیلی وقتا این پیچیدگی رو موذی گری تفسیر می کینم(گاهی هم به حق البته). نمی دونم شما هم مثل من قبول دارید که حق زنها در طول تاریخ خورده شده یا نه ولی من فکر می کنم خود جماعت نسوان هم بی تقصیر نبوده این وسط. این دوستان به اعتقاد بنده دیر زمانی است که راه رو دارن عوضی می رن تا جایی که الان دیگه فکر نکنم دنیایی بدون بعضی ارزشهای مرد سالارانه فعلی بشه متصور شد.چه بسا مادرایی که از بچگی این مزخرفاتو تو گوش بچه هاشون (خصوصا دخترا) می کنن. انگار یادمون رفته که تو همین جامعه مردسالار مهم ترین نقش تربیتی به عهده زناس.روی صحبتم با خانومای جامعه خودمونه بیشتر. یادمون بدین بهتون احترام بزاریم. نه با حرف که با رفتار. بابا به خدا زندگی میدون جنگ مرد و زن نیست. یعنی لااقل قرار نیست باشه.

یه کمی اعصاب خوردکن شد این پست. جهت تمدد اعصاب و در راستای بحث اینو ببینین.

۱ دیدگاه »

  1. واکنش گفت

    یه پست هم راجع به نرخ تورم و احتکار عنایت کن لطفا.

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · شناساگر دنبالک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.